ثروتمند گناهکار - گناهکار ثروتمند - پولدار گناهکار - گناهکار پولدار- عذاب ادنی - عذاب استدراج - عذاب استیصال - عذاب آخرت

چنانچه در مقدمه یادآور شدیم، دلبستگی به دنیا موجب غفلت می‌شود:

وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ[1]

و همچون کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشى» گرفتار کرد؛ آنها گناه‌کارانند.

شاید شبهه کنید چطور خدا شخص را فراموش می‌کند، در صورتی که به چشم خود می‌بینیم افرادی که غرق در منجلاب گناه‌اند، هر روز بیشتر از دیروز در حال تمتع از زندگی و لذائذ رنگارنگ آن هستند و به اصطلاح توپ تکانشان نمی‌دهد! گاهی نیز به نیش و کنایه دیگران را مورد تمسخر قرار می‌دهند و با عباراتی مشابه «دست گربه به گوشت نمی‌رسد، می‌گوید بو می‌دهد» مؤمنین و اهل تقوا را که از حرص و ولع به دنیا دست کشیده‌اند، آزار می‌دهند، نه‌تنها انگشت خشم خدا در چشم ایشان نمی‌رود، بلکه روزبه­روز گردن کلفت‌تر می‌شوند!

آری اگر معرفت ما تا حدی تقلیل پیدا کند که همه چیز را در تمتعات مادی خلاصه کنیم، زندگی چنین افرادی سرشار از آسایش است؛ اما اگر زندگی را مجموعه‌ای از مادیات و معنویات بدانیم، خواهیم دید چنین افرادی از آرامش محروم‌اند، چنانچه می‌دانیم آسایش برای جسم و تن است، اما آرامش مختص به روح و روان است. اگر کمی نزدیک‌تر شویم، می‌بینیم صدای دهل از دور خوش است و از خودشان بدبخت‌تر، خودشان هستند؛ دریغ از یک خواب آرام و بدون استرس، دریغ از لحظه‌ای سکینه قلبی و آرامش حقیقی! علاوه بر این، باید ببینیم چه داده‌اند و چه گرفته‌اند! وقتی موسای کلیم عازم میقات بود تا به راز و نیاز با پروردگار خود بپردازد، بنده‌ای از بندگان دور از خدا، او را مخاطب ساخته و گفت: از خدایت بپرس این وعده عذابت چه شد؟! پس از انجام اعمال عبادی، موسی7در حال برگشت بود که ندا رسید یا موسی! چرا پیغام بنده‌ام را ابلاغ نکردی؟ موسی7نبی عرضه داشت؛ پروردگارا تو خود می‌دانی، چه عرض کنم! خطاب شد یا موسی! به بنده‌ام بگو همین که توفیق مناجات نداری، خود بزرگترین عذاب است. به راستی حکایت ثروتمند گناه‌کار و دور از خدا هم، چنین است؛ گذشته از این، خداوند آماده مچ گیری نیست و همیشه در عذاب تعجیل نمی‌کند:

وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا[2]

اگر خداوند مردم را به سبب کارهایى که مرتکب شده‌اند مجازات کند، جنبنده‌اى را بر پشت زمین باقى نخواهد گذاشت؛ ولى (به لطفش) آن‌ها را تا سرآمد معیّنى تأخیر مى‌اندازد (و مهلت اصلاح مى‌دهد) امّا هنگامى که اجل آنان فرا رسد، (خداوند هرکس را به مقتضاى عملش جزا مى‌دهد) به یقین خداوند نسبت به بندگانش بیناست.

عذاب‌های الهی در قرآن را، به‌طورکلی می‌توان در 4 گروه جای داد: اولین آن‌ها عذاب ادنی است؛ قرآن مجید دراین‌باره چنین می‌فرماید:

وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ[3]

به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) مى‌چشانیم، شاید بازگردند!

چرا «ادنى» (نزدیک‌تر) در برابر «اکبر» (بزرگ‌تر) قرارگرفته؟ درحالی‌که یا باید «ادنى» در مقابل «ابعد» (دورتر) و یا «اصغر» در مقابل «اکبر» قرار گیرد!

عذاب دنیا داراى دو وصف است «کوچک بودن» و «نزدیک بودن» و به هنگام تهدید مناسب نیست که روى کوچک بودن آن تکیه شود، بلکه باید روى نزدیک بودنش تکیه کرد.

و عذاب آخرت، نیز داراى دو وصف است: «دور بودن» و «بزرگ بودن» و در مورد آن نیز مناسب این است که روى «بزرگ بودنش» تکیه شود نه «دور بودنش» (دقت کنید).

تعبیر به «لَعَلَّ» در جمله «لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» به خاطر این است که: چشیدن عذاب‌های هشداردهنده، علت تامه براى بیدارى نیست، بلکه جزء علت است و نیاز به زمینه آماده دارد و بدون این شرط به نتیجه نمى‌رسد و کلمه «لَعَلَّ» اشاره به این حقیقت است.

ضمناً از این آیه، یکى از فلسفه‌هاى مهم مصائب و بلاها و رنج‌ها که از سؤال ‌انگیزترین مسائل در بحث توحید، خداشناسى و عدل پروردگار است روشن مى‌گردد.[4]

نه‌تنها در اینجا که در آیات دیگر قرآن نیز، به این حقیقت اشاره‌شده است، ازجمله در آیه 94 سوره «اعراف» مى‌خوانیم:

وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَة مِنْ نَبِیّ إِلاّ أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ

ما در هیچ شهر و دیارى پیامبرى نفرستادیم مگر اینکه مردم آنجا را گرفتار مشکلات و زیان‌ها ساختیم تا بیدار شوند و به درگاه خدا روی‌آورند.

این نوع عذاب بیشتر جنبه هشدار دارد و برای بیداری‌ست؛ مثلاً موتورسواری تصادف می‌کند، همین تصادف موجب می‌شود به خود آمده و به خدا نزدیک‌تر شود، از کارهای زشت گذشته توبه کند و یا از خواب غفلتی که نسبت به خدا و احکام الهی داشته، رهایی یافته و بیدار شود.

نوع دوم عذاب الهی، استدراج است که قرآن مجید دراین‌باره چنین می‌فرماید:

وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ[5]

و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، ما آنان را از جایی که نمى‌دانند، به‌تدریج به‌سوی عذاب پیش مى‌بریم.

«مجازات استدراجى» که در آیه فوق به آن اشاره‌شده و از آیات دیگر قرآن و احادیث استفاده مى‌شود، چنین است که: خداوند گناهکاران و طغیانگران جسور و زورمند را طبق یک سنت، فوراً گرفتار مجازات نمى‌کند، بلکه درهاى نعمت‌ها را به روى آن‌ها مى‌گشاید، هر چه بیشتر در مسیر طغیان گام برمی‌دارند، نعمت خود را بیشتر مى‌کند و این از دو حال خارج نیست:

یا این نعمت‌ها باعث تنبه و بیداری‌شان مى‌شود که در این حال برنامه «هدایت الهى» عملى شده و یا این‌که بر غرور و بى‌خبری‌شان مى‌افزاید که در این صورت مجازاتشان به هنگام رسیدن به آخرین مرحله، دردناک‌تر است؛ زیرا به هنگامى‌که غرق انواع ناز و نعمت‌ها مى‌شوند، خداوند همه را از آن‌ها مى‌گیرد و طومار زندگانى آن‌ها را در هم مى‌پیچد و این‌گونه مجازات بسیار سخت‌تر است.

البته این معنى با تمام خصوصیاتش در کلمه استدراج به تنهائى نیفتاده، بلکه با توجه به قید «مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ» این معنى استفاده مى‌شود.

به‌هرحال این آیه، به همه گنه‌کاران هشدار مى‌دهد که تأخیر کیفر الهى را دلیل بر پاکى و درستى خود و یا ضعف و ناتوانى پروردگار نگیرند و ناز و نعمت‌هایی را که در آن غرق‌اند، نشانه تقربشان به خدا ندانند، چه‌بسا این پیروزى‌ها و نعمت‌هایی که به آن‌ها مى‌رسد، مقدمه مجازات استدراجى پروردگار باشد، خدا آن‌ها را غرق نعمت مى‌کند و به آن‌ها مهلت مى‌دهد و بالا و بالاتر مى‌برد، اما سرانجام چنان بر زمین مى‌کوبد که اثرى از آن‌ها باقى نماند و تمام هستى و تاریخشان را در هم مى‌پیچد.

امیرمؤمنان على7در «نهج‌البلاغه» مى‌فرماید: کسی که خداوند به مواهب و امکاناتش وسعت بخشد و آن را مجازات استدراجى نداند، از نشانه خطر غافل مانده است.[6] و [7]

شخصی ثروتمند است و غرق در ناز و نعمت، بدحجاب است و لاابالی، امّا اهل نماز و روزه، خمس و زکات و خلاصه هیچ‌یک از اعمال عبادی نیست، روزبه‌روز بر ثروت و دارایی‌اش افزوده می‌شود و هرروز بر ارتکاب گناه جسورتر می‌شود، چنین شخصی مبتلای به عذاب استدراج است؛ آخرت را رها کرده و دنیا را چسبیده است.

اما نوع سوم، عذاب استیصال است و قرآن مجید دراین‌باره چنین می‌فرماید:

وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِينٌ[8]

آن‌ها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند)، گمان نکنند مهلتی که به آنان مى‌دهیم، به سودشان است. ما به آنان مهلت مى‌دهیم فقط براى اینکه بر گناهان خود بیفزایند؛ و براى آن‌ها، عذاب خوارکننده‌اى (آماده‌شده) است.

این‌ها افراد غیرقابل اصلاحى هستند که طبق سنت آفرینش و اصل آزادى اراده و اختیار به حال خود واگذارشده‌اند تا به آخرین مرحله سقوط برسند و مستحق حداکثر مجازات شوند.

به‌علاوه، از بعضى از آیات قرآن، استفاده مى‌شود: خداوند گاهى به این‌گونه افراد، نعمت فراوانى مى‌دهد و هنگامى‌که غرق لذت پیروزى و سرور شدند، ناگهان همه‌چیز را از آنان مى‌گیرد تا حداکثر شکنجه را در همین زندگى دنیا ببینند؛ زیرا جدا شدن از چنین زندگى مرفهى، بسیار ناراحت‌کننده است، چنانکه مى‌خوانیم:

فَلَمّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْء حَتّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ[9]

هنگامى‌که پندهایی را که به آن‌ها داده‌شده بود، فراموش کردند؛ درهاى هر خیرى را به روى آنان گشودیم تا شاد شوند، ناگهان هر آنچه داده بودیم از آن‌ها بازگرفتیم، لذا فوق‌العاده ناراحت و غمگین شدند.

در حقیقت این‌گونه اشخاص، به کسانى مى‌مانند که از درختى ظالمانه بالا مى‌روند که هرقدر بالاتر روند، خوشحال‌تر مى‌شوند تا آن هنگام که بر فراز بلندترین شاخه درخت مى‌رسند، ناگهان طوفانى مى‌وزد و از آن بالا چنان سقوط مى‌کنند که تمام استخوان‌هایشان در هم مى‌شکند.[10]

اما نوع چهارم عذاب‌های الهی، عذاب بزرگ قیامت است که قرآن مجید دراین‌باره می‌فرماید:

إِلَّا مَن تَوَلَّى وَكَفَرَ*فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ[11]

(و تذکر براى همه سودبخش است) مگر کسی که پشت کند و کافر شود*که خداوند او را به بزرگ‌ترین عذاب، مجازات مى‌کند!

منظور از عذاب اکبر، «عذاب آخرت» در برابر «عذاب دنیا» است که عذاب کوچک و کم اهمیّت نسبت به آن است، همان‌گونه که در آیه 26 سوره «زمر» مى‌خوانیم

فَأَذاقَهُمُ اللّهُ الْخِزْیَ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لَعَذابُ الآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ:

خداوند خوارى را در زندگى این دنیا به آن‌ها چشانید و عذاب آخرت اکبر است، اگر مى‌دانستند.

این احتمال نیز وجود دارد که: مراد از «عذاب اکبر» قسمت شدیدترى از عذاب قیامت و دوزخ باشد؛ زیرا عذاب همه مجرمان در دوزخ یکسان نیست.[12]

مطالب مرتبط:

آیا معاد باوری به معنای ترک دنیا و گوشه گیری است؟(1)

آیا معاد باوری به معنای ترک دنیا و گوشه گیری است؟(2)

بازار دنیا...

دنیا و آخرت انسان فقیر و ثروتمند

3 گروه مردم در مواجهه با مرگ

عالم احتضار و سکرات مرگ/چگونه جان می دهیم؟

جدایی روح از تن



. 19 حشر [1]

. 45 فاطر [2]

. 21 سجده [3]

. تفسیرنمونه ج 17، ص 158 آیات 21 و 22 سجده [4]

. 182 اعراف [5]

. حکمت 358 نهج‌البلاغه [6]

. تفسیر نمونه ج 7 ص 31 ذیل آیات 182 و 183 اعراف [7]

. 178 آل‌عمران [8]

. 44 انعام[9]

. تفسیر نمونه ج 3 ص 210[10]

. 23 و 24 غاشیه [11]

. تفسیرنمونه ج 26، ص 426 آیات 17 تا 26 غاشیه [12]